
_میز ارن_
وقتی میرسیم به میزش یه لبخند با رضایت میزنه و توی چشماش معلومه از چیزی که اماده کرده راضیه
به جای پشیبند اشپزی روپوش پزشکی پوشیده
دیزاین غذاش تقریبا نمره 3 رو میگیره و وقتی ازش بپرسید چرا اینقدر سبزیجات کج و معوج برش داده شدن میگه : کج و معوج خودش یه نظم و سبکه اگه خارج از چارچوب بهش فکر کنی ..در هر صورت فکر نکنم حرکات معده و روده چندان برای برش های درست ارزش قائل باشن
سعی کرده میزش رو تمیز نگه داره ولی خیلی سطحی اینکارو کرده ..خرده سبزی و فلفل و ادویه ریز روی میزش به چشم میاد ولی زباله های بزرگ رو جمع کرده
_میز جان _
جان کلا لباس اشپزی نپوشیده چون ساعت ها وقت برای درست کردن موهاش و لباسش گذاشته و حیفش میاد توی پخش همه اش به باد فنا بره
میز جان دقیقا بعد از میز ارنه و وقتی از جان راجع به غذاش سوال میکنید یه نیشخند کج میزنه و زیر چشمی به ارن نگاه میکنه و توضیح میده : من توی دیزاین حرف ندارم ! به هرحال غذا باید اونقدری زیبا و دلربا باشه که بشه خوردش و به معده ای برسه !
بعد از هر حرفش هم یه نگاه به میز میکاسا و یه نگاه به میز ارن میکنه
تنها مشکل غذاش اینکه همه چیز خامه و اصلا مغز پخت و جا افتاده نیست
میزش ناشیانه تمیزه..با دستمالی که گوشه ظرف هارو تمیز کرده روی میز کشیده و خط های چربی کاملا مشخصه
_ میز آرمین _
ارمین با لبخند گرم کمی از غذاشو توی ظرف تست میریزه و با احترام جلوتون میگیره و با کمی هیجان چشم میدوزه بهتون تا از حالات چهره حدس بزنه نظرتون راجع به غذا چیه ...
پیشبند اشپزیش رو پوشیده و بجای کلاه از دستمال سری که با دستمال گردنش سته استفاده کرده و همه اش کاملا تمیزه
وقتی بهش بگید تنها مشکلش اینکه خیلی ابداره و باید کمی بیشتر میپخت دستشو پشت سرش میزاره و با لبخند خجالت زده تند تند میگه : درسته درسته !
چون وقت نکرده میزش رو تمیز کنه همه اشغالارو یه گوشه جمع کرده و یه قابلمه گذاشته روش تا معلوم نشه
_میز میکاسا_
یجوری نگاهتون میکنه انگار داور اونه ! چندان بنظر نمیاد براش مهم باشه نظرتون چیه ولی خودش رو بی حوصله نشون نمیده...بیشتر جدیه
کلاه بزرگ اشپزی پوشیده ولی پبشبند نسبته ... فقط نگران ریزش موهاش توی غذا بوده و کثیف شدن لباسای خودش براش اهمیت نداره
غذاش به اندازه پخته و تزیین ساده و زیبایی داره ولی بی روحه ...انگار که هیچ طعمی رو حس نمیکنی چون از ادویه استفاده نکرده
میزش تمیز نیست و اگه ازش بپرسی چرا میزت رو تمیز نکردی میگه : شما داور غذایین یا مامور بهداشت ؟
_میز ساشا_
به میز ساشا که برسید ناخداگاه لبخند میزنید ... تمام اقلامی که استفاده کرده و کمی باقی مونده رو روی میز با توجه به ترکیب رنگ چیده
توی یه قوری دمنوش گیاهی خوش بو دم کرده که اطراف میزش رو عطراگین کرده
پیشبند اشپزیش هم هیچ ردی از غذا روش نیست ...انگاز تازه پوشیدتش
غذاش کاملا پخته شده و جا افتاده است و برای مواد اولیه کاملا مشخصه سراغ تازه ترین ها و بهترین کیفیت ها رفته
دیزاینش با نوع غذا هارمونی داره و زیباست
ولی دائما به چیزی زیر میز لگد میزنه....بهتره خم نشید ببینید چی اون زیره ...چون یه مرد بلوند رو میبینید که به زور زیر میز جا شده و در اصل اون همه چیزو اماده کرده
_میز کنی_
به میز کنی هرچی نزدیک تر بشید سرو صدا بیشتر میشه...همش داره با ظرف ها و قاشق ها ور میره
لباساش توی تنش کج و کوله است و یه بند پیشبندش باز افتاده کنارش
میزش کثیف نیست ولی شلوغ پلوغه و باید کلی چشم بچرخونی تا دیس غذارو پیدا کنی
وقتی بخواید تست کنید دائما لبخند های عجیبی میزنه که ازش سردرد نمیارید
اخرشم میگه : بازم میخوای نه ؟ دیگه نیسسسس هههه هههه
ولی این "ههه ههه" تا وقتی ادامه داره که بهش نگید غذای خیلی شوری بود ...
هر ایرادی بگیرید رو یجوری بهونه جویی میکنه و حوصله تون سر میره و میرین سر میز بعدی
_میز لیوای_
وقتی به میزش میرسید اولین چیزی که توجه تون رو جلب میکنه تمیزی میزه...انگار که اون میز هیچوقت کثیفی به خودش ندیده و تا نهایت ممکن تمیز شده است
لباسش هم عاری از یک لکه کوچک سس یا یک تکه سبزی...یه دستمال گردن شیک هم دور گردنشه
چشم که از برق زدن ظروف و میز بردارید ظرف غذای خیلی کوچکی جلوتون میبینید
اگه بگین همه اش همین میگه : نیومدی شکمو سیر کنی ..برای فهمیدن مزه اش همینقدرم زیادته
غذاش اصلا سرد نشده و داغِ داغه و بخارش داره بلند میشه
طعمش درست همون چیزیه که اون غذا باید باشه..این هم خوبه هم بد چون خلاقیتی به خرج نداده ولی از طرفی اصل جنسه !
