Happy Birthdayyy Halinnn
Happy Birthdayyy Halinnn

 

کویین : کیک ؟؟؟ ...

مییی : آمادس ...

کویین : شربت ؟؟؟ ...

شادی : آمادس ...

F سان در پس زمینه * : فقط تو رو خدا یکی به من بگه که اون بزاقای تایتان توی تنگا رو شستین T.....T

کویین : ریسه ها ؟؟؟ ...

ام اس : این دفعه هالین نبود من زحمت دزدیدن ریسه ها رو کشیدم ... فقط امیدوارم وسط تولد نیان بگیرنم 😀

کویین : پفک ؟؟؟ ...

گلباقالی : مگ ...

کویین : نور ؟؟؟ ...

محیا : رفت ...

کویین : صدا ؟؟؟ ...

محیا : رفت ...

کویین : حرکت ! ...

میکا : آقا کات کاااتتت !!! فیلمه مگه ؟ ...

فرناز : باورم نمیشه واقعا برای یه بارم که شده همه چیز واسه یه تولد داره توی وب خوب پیش میره و مثل همیشه تولد متلاشی نشده ! ...

F : البته فعلا ! ...

ناگهان زنگ در وب به صدا در می آید * 

میی: هالینهههههه !!!! 

حنانه : فکر کنم نخود سیاها رو جمع کردههه ...

کویین : مینا همه برید یه جا قایم بشید یکی درو باز کنه یهو بپریم بیرون بگیم تولدت مبارک ! 

گلباقالی : مگ ! 

شادی دری را باز نموده و همه وارد آنجا گشته و قایم میشوند *

میکا : من درو باز میکنم ...

همگی اندر اتاق منتظر ورود هالین * : 

آیلا : این شست پای کیه تو چشم منه ؟ 

رزا : پاتونو از روی لباس عروس من بردارید تا تبدیل به لباس عروستون نکردم ! 

کی دوم : آقا این داس عزرائیل من کجاسسس ؟؟؟ 

ام اس : چرا اینجا اینقدر تاریکههه ؟؟؟ ... بزارین من لامپا رو روشن کنم ...

ناگهان اتاق شروع یه لرزیدن میکند * 

کویین : ام اس به چی دست زدیییی ؟؟؟؟؟

ام اس : هیچی فقط یه دکمه هه اینجا بود فکر کردم کلید برقهههه ...

پس از لرزش های فراوان و رفتن انگشت پا ها در چشم های فراوان بالاخره اتاق از لرزش میایستد * 

کویین : مینا همگی سالمین ؟؟؟

محیا : من خوبم فقط یکم حس میکنم یه ده تایی تایتان از روم رد شدن ... 

مییی : عههه مینااا من یه نوری میبینم ... بیاین بریم بیرون ...

لیلی : ... اینجا کجاست دیگه ؟؟؟

در وب و در میان میکا و گلباقالی * : 

میکا : مینااااا بیاین بیرون هالین نبووود ... گلباقالی پفک سفارش داده بود آورده بودنننن ... 

میکا : ... مینا ؟؟؟ ... وایسا ببینم ... ماشین زمان وب کو ؟؟؟ نکنه ... نه !!!!

گلباقالی : مگ !!!

در ماشین زمان وب * : 

میی : وایسا ببینم ... این که اصلا اتاق نبود ! این ماشین زمان وبهههه !!! 

پوما : ما الان دقیقا کجاییییممممم ؟؟؟؟

مبینا : یا شایدم بهتره بگیم الان دقیقا چه زمانی ایییممممم ؟؟؟

لیانا : حالا چجوری برگردیم به زمان خودمون ؟؟؟

شادی : کوییینن بانو باید بلد باشه با ماشین زمان کار کنهههه ! 

کویین : توی وب فقط میکا از ماشین زمان سر در میارهههه !!! حتی منم که سنپای رایترام هم نمیدونم ماشین زمان وب چجوری کار میکنه ! 

فرناز : حالا چیکار کنیم دقیقا ؟! 

محیا : تولد هالین چییی ؟؟؟

ام اس : من که مشکلی ندارم ... توی زمان خودمون به خاطر دزدیدن ریسه ها تحت تعقیب بودم ... 😀

مییی : عههه مینا ... انگاری یه چیزی اینجاس ... یه دفترچس !!! 

F : بخونینش بخونینش !!!

کویین در حال خواندن دفترچه * : مگ مگگگ مگ مگ مگ مگ مگگگگ مگ مگ ... ( ترجمه : من میکام ... از اونجایی که میدونستم احتمالا یه روزی توی یه چنین موقعیتی گیر میکنین این دفترچه رو نوشتم ... اگر الان توی زمان خاصی گیر کردین و نمیتونین از ماشین زمان وب استفاده کنید ... باید بهتون بگم که وب یه موتور زمان نیز داره که میتونین ازش استفاده کنین ! اما باید اول پیداش کنید ! اما حواستون به اهالی کهن وب توی زمان های مختلف وب باشه ! اونا نباید فکر کنن که شما میخواین به وب اسیب برسونین ! ) 

میی : موتور ؟؟؟ خب نمی شد میکا توی همین دفترچه توضیح بده چجوری با ماشین زمان وب کار کنیم ؟؟؟

کویین : مگ مگگگ مگ مگ ... ( نه چون خیلی پیچیدس و نمیتونید ! ) 

 

هیناتا : ای کلکککک از اول فکر همه چیزو کرده بوده ! 

میییی : حالا دقیقا منظور میکا از اهالی وب چیه ؟؟؟

صدایی از بیرون ماشین زمان * : اهم اهم ! ...

لیلی : یا خدا ! 

همه با ترس از ماشین زمان وب خارج میشوند * 

 

شادی : ... کویین ؟؟؟ 

کویین از بغل دست شادی * : جانم ؟ 

شادی : عهههه !!! چرا کویین دو تا شدههه ؟؟؟ 

شخص بیرون از ماشین زمان * : کویین کیست ؟ من پرنسس مو فرفری قصر میباشم ! ... شما کیستید ؟؟؟

مییی : این چرا اینقدر شبیه کویینه ؟؟!!!

محیا : اون دیگه کیه که داره میاد ؟؟؟

شخص در حال آمدن * : بانو شما را چه شده ؟؟؟ این ها کیستند ؟؟؟

ام اس : این چرا اینقدر منه ؟؟؟

شخص شبیه به ام اس : من خیلی گوی اعظم میباشم ... شما دیگر کیستید ؟؟؟

 

مبینا : وایسا ببینم ... یه سری ادم دیگه هم دارن میان !!!

رزا : اون چرا مثل من لباس عروس تنشه ؟؟؟ 

کویین : چرا اونی که جلوتر از همشونه اینقدر شبیه میکاست ؟؟!!

میی : مینا فکر کنم منظور میکا از اهالی وب توی زمانای مختلف اینا بودن ! 

کویین : و اینطور که به نظر میرسه کاملا فکر میکنن ما میخوایم به وب آسیب برسونیم T__T

شخص شبیه به کویین * : به نام اِرِهه یگر ، حملههههه !!!

ام اس : مینا فرار کنیییننن !!!! 

همگی در حالی که ارتشی از اهالی وب اما در زمان های کهن پشت سر خود دارند پا به فرار میگذارند * 

لیلی در حین فرار * : مینا ... به نظرتون چقدر امکان داره توی یه چنین زمانی یه موتور شبیه به موتور توی دوران ما وجود داشته باشه ؟ ... اخه من الان یه موتور دیدم ...

کویین : موتور زماااان !!!

همگی دور زده و به سمت موتور زمان هجوم میبرند و در حالی که تنها چند قدم تا موتور زمان باقی مانده ناگهان چیزی از هوا پرواز کنان فرود امده و بین انها و موتور زمان قرار میگیرد *

میی : گلباقالی ! ... ولی ورژن اژدها گونش !!!

 

ورژن اژدهای گلباقالی اماده ی حمله میشود *

کویین مثل قهرمان های فیلم ها * : اینو بسپارین به من ! ...

وی پفکی در دست گرفته و با پفک به گلاژدها ( گلباقالی + اژدها ) نزدیک میشود و گلاژدها با دیدن پفک رام میگردد *

( میکا توی پشت صحنه * : این است قدرت پفک !!! )

 

همگی به سمت موتور زمان هجوم برده و به طرز شگفت آوری همه خود را روی  یک موتور جای میدهند *

( اطلاعات در دسترس عموم : یکی از شگفتی های هفت گانه ی وب انعطاف پذیری اعضای وب میباشد ... بدین گونه که در صورت لزوم بیست نفر از اعضای وب قابلیت جای گرفتن روی تنها یک موتور را دارا میباشند . ) 

 

کویین : کار کردن با موتور زمانو دیگه بلدمممم !!!

همگی بالاخره در حالی که فریاد شینزو ساساگیوی اهالی کهن وب از پشت سرشان به گوش میرسد موتور زمان را روشن نموده و به سمت زمان خود حرکت میکنند *

در میان گلباقالی و میکا * : 

میکا : تا حالا باید میرسیدن ... شاید اصلا دفترچه رو ندیدن ... شاید اهالی کهن وب بلایی سرشون آوردن ... شاید ...

ظاهر شدن موتوری حامل بیست نفر از ناکجا اباد و وارد شدن ان در میز کیک و شربت ها و نابود نمودن همه ی انها حرف وی را قطع میکند *

شادی : نجات پیدا کردیم T___T

​​​​کویین : میکاااااااا T___T

در حالی که تمام اعضای وب روی زمین پخش شده اند و کیک و شربت سرتاپای انها را پوشانده است ناگهان در وب باز میشود * 

هالین : اوهایووووو میناااا ... ! عه ... اینجا چه خبره ؟؟؟

همه ی وب با هم در حالی که سعی میکنند قطعه ایی از کیک متلاشی شده را بیابند تا در صورت وی بزنند * : تولدتتتتتتت مبارکککککککک 🎉🎉🎊🎊🎊🎊🎊

[ جمعه پانزدهم بهمن ۱۴۰۰ ] [ 23:59 ] [ ms ] [ ]
آخرین مطالب

آمارگیر وبلاگ