
میکا خوابیده و همه این فرصت را غنیمت شمرده اند تا تولد و سوپرایز را آماده کنند *
هالین در حالی که کلی ریسه های رنگی بغل کرده است از در وارد میشود *
کویین : دستت درد نکنه هالین ... بذارشون اونجا ... راستی چجوری خریدیشون ؟ ... کارت وب که دست منه ...
هالین با لبخندی ترسناک * : کی میگه که خریدمشون ؟؟؟ 😀
ناشناس : لجن خوار اکواریومو صدا بزنید بیاد اینا رو وصل کنه ( منظور وی ام اس است * )
حنانه : مینا احیانا برنامه ایی برای کیک دارین ؟؟؟
ناشناس : من میتونم درست ...
کویین تور لباس عروس رزا را در حلق وی فرو میکند *
کویین : لازم نکرده ! زنگ میزنم از بیرون بیارن دم در وب !
پس از تاخیر ام اس عنکبوتی خود کویین دست به کار گشته و بالای نرده بان رفته و شروع به نصب نمودن ریسه ها میکند *
شادی مشغول درست کردن شربت میشود *
شادی : مینا ... به نظرتون یکم این تُنگا یه جوری نشدن ؟؟؟
آیلا : مثلا چجوری ؟؟؟
شادی : یه چیزی ریخته روشون ... یه چیزی مثل ... مثل ...
هالین : بزاق ؟
همه برگشته و به هالین نگاه میکنند *
هالین : شرمندهههه ... استخر بزاق قل تایتانیم پر شده بود مجبور شدم با تنگای وب خالیش کنم !
کویین : یکیییی این تنگا رو ببره بشوووورهههههههه !!!
...................
مبینا : مینا نمیخواین کسیو دعوت کنین ؟؟؟
مییی : من همه ی دعوتیا رو از قبل کردم 😎😎😎
کویین : بی همگان به سر شود ... دمو تولد بدون ارن به سر نمیشود !
................
مهمان ها دونه دونه شروع به آمدن میکنند *
لیوای از در وارد میشود *
رزا : جونی جووونیییی یااار جونممم بیا دردت به جونمممممم
ناگهان درب ورودی وب نورانی گشته و از آن باد به داخل میوزد و موهای کویین در باد به پرواز در میآید *
محیا : خدایی این صحنه ی باد و ارن و کویین و نور توی نود درصد پارتای استودیو هست ...
کویین : ارنمممممم 😃😃😃
میکاسا تلاش میکند که با لگد در شکم کویین برود اما ام اسی که از ذوق دیدن میکاسا همچو کنه به وی چسبیده مانع وی میشود *
.....................
هیناتا : ام اس میخوای واسه کادو چی به میکا بدییی ؟؟؟
ام اس : کتاب جدیدم ... " چگونه یک استودیو باقالیون داغون بنویسیم " ...
هیناتا : ای کلکککککککک ...
...................
کویین همچنان در حال نصب ریسه هاست که ناشناس تابلویی در بغل وارد میشود *
ناشناس : بیا ... اینم بزن رو دیوار ...
کویین : این چیه ؟
ناشناس : تابلوی سیب زمینی ... پارسال گفتم یه تابلوی سیب زمینی بزنین به دیوار همزاد پنداری کنه ... نزدین امسال دیگه خودم تدارک دیدم ...
کویین میرود تا نردبان را در حل وی فرو کند که ناگهان صدای پایی از اتاق میکا میاید *
پوما : یا خداااا ... میکااااستتتت !!! بیدار شدهههههه !!!
لیانا : از بس که سر و صدا کردین بیدار شد !!!
همه در جایشان خشکشان زده که ناگهان به جای میکا در چهارچوب در قامت گلباقالی نمایان میشود *
مییی : گلباقالی اعظمممم تویییی کهههههه !!!
گلباقالی : مگ ...
.......................
فرناز : اف تو رو خدا دست بردار از سر اون گربه ی بدبخت بیا کمک کن ... اینجوری که تو میدویی دنبالش منم به جای گربه هه بودم می ترسیدم !
ناگهان زنگ در وب به صدا در میاید *
کویین : قنادیههههه ... کیکو آوردننننن !
هالین : منننن بااااز میکنمممممم ! ...
چندی بعد هالین کیک در دست وارد میشود *
هالین : میناااااا ببینین کیکش چه قشن ...
پای هالین روی بزاق های قل تایتانیش رفته و هالین لیز خورده و با کیک پخش زمین میگردد *
شادی : هااالییینننن !!!
مییی : کییییکککککک !!!
کویین : حالا بدون کیک چیکار کنیییمممم ؟؟؟!!!!
ناگهان صدای پا از اتاق میکا میاید *
کویین : میکاااااستتتت !!! این یکی دیگه میکااااسستتت !!!
کویین : لامپا رو خاموش کنیییددددد !!!
هالین : یکی منو از زیر کیککک در بیارهههه T....T
ناشناس یک تکه کیک برمی دارد تا توی صورت میکا بکوبد اما بعد از چشم غره ی گلباقالی کیک را سر جایش میگذارد *
همه لامپها را خاموش میکنند *
میکا : عام ... مگه برق اضطراری وب از کار افتاده ؟ ...
میکا : مینا ؟ @___@
همگی با هم * : تولدتتتتت مباااارککککککککک 🎆🎀🎁🎂🎈🎆🎊🎉
______________________________________________
سالیان سال پیش ...
توی چنین روزی ...
خدا خواست بالای یه فرشته رو بکنه و بفرستتش زمین ...
اما پشیمون شد ...
به جاش یه موجودی که خیلی فرا تر از یه فرشته یا یه انسان بودو فرستاد روی زمین ...
یه موجود خاص ... یه موجود خیلی خیلی خاص ...
یه موجودی که سالها بعد مکانی رو به وجود آورد که به جرأت میشه گفت صد ها نفر رو دور هم جمع کرد ...
دل صدها نفر رو شاد کرد و به صد ها نفر کمک کرد ...
منم یکی از همون صد ها نفرم ...
احتمالا تو هم همینطور !
اینجایی که الان دارم اینو می نویسم و این خونه ی خیلی خیلی بزرگ و این خونواده ی خیلی خیلی عظیم رو هممون به همون شخص مدیونیم ...
فقط در برابر تمام این چیزا میشه گفت ...
اریگاتو ...
اریگاتو که این خونه و خونواده ی بزرگو برامون به وجود آوردی ...
دوست داریم و ...
تولدت مبارک