
* ساقی بالای تخته شماره 200034412 را نوشت و فریاد زد:
خب خب یه تکبیر جون دار رها کنید تا درسو شروع کنیم. نظری، انتقادی چیزی هم داشتید به همین شمار...
ناگهان یک عدد پیاز جعفری...چیز یعنی ناشناس گفت:
پناه می بریم به تکبیراسیون از شر شماره ی رانده شده. اصلا ساقی مگه یادت رفته زنگ زدی بهش، اشغال بود؟ اینا علائمه...
کویین از پشت صحنه: ایدزه، خیلی هارم کشت D:
ساقی: یا خود معشوقه ی گل باقالیه اعظم. اینجانب بدین وسیله این شماره را یک کرونایی با علائم ایدز اعلام می کنم و هرگونه تماس با وی را ممنوع می دارم نقطه.
تا همه خواستند نفس راحتی از دست شماره ی رانده شده ی کرونایی با علائم ایدز بکشند، ساقی چشمکی زد و ادامه داد:
ولی نگران نباشید خودم بهتون تک میزنم تا نظرتونو اعلام بدارید ^_•... هاااااالین! اون کیف پول میکا ساما رو که گفتم دزدیدی؟!
*هالین از جنوب غرب استدیو در حال خریداریه انواع و اقسام شکلات و آب نبات:
اااااره، میخوای چیکاااااررررر؟!
ساقی: هیچی، میخوام یه دو تومن شارژ بگیرم محض رهایی از شماره ی رانده شده.
* دور سر رینا ساما فوت می کند و ذکر می گوید.
امیل از شمال شرق استدیو:
بی زحمت سر راهت یه دو کیلو تخمه هم بخر محض تماشا.
کویین همچنان از پشت صحنه:
چهار تا الماس هفت رنگ هم برای تاج من بخر محض افزایش غرور ملی وب!
جن وب برای عقب نماندن از بحث گفت:
یه دستی هم به سر و روی طبقه بالا بکشید، خدا شاهده من خودم میرم اونجا پشما...چیز یعنی برگام فر میخوره از ترس :|
میکا هم از مرغدونی استدیو صداشو انداخت پس سرش که:
یه دسته گل هم واسه گل باقالی بخر، چشم حسود کور دارم عروس میارم به خونه...وایسا! چیییییییی؟! اون کیف پول منهههههه؟
* در صدم ثانیه خودش را به مرکز استدیو و محل اجتماعات رساند:
کو؟ کجاست؟ کیف پول منو بر می دارید باکمونای بی صفت؟ @_@
* هالین در حالی که نیشش تا بناگوش باز است، سر و کله اش پیدا می شود و تراول های آغشته به توف را نمایان می کند D:
* میکا پوکر فیس: باز تو داروهاتو نخوردی سندروم دهان بی قرارت فعال شد؟
ناشناس: چرا یه حسی میگه این بار سندرومش از عمد فعال شده؟ آخه الان فقط خودش میتونه از پولا استفاده کنه :/
همه رادار هاشون فعال میشه و کویین یه لگد سامورایی نثار هالین می کنه:
عخی ببخشید سندروم پای بی قرارم بود D:
ام اس تصحیح می کند: از نوع عمدیش دیگه؟؟
کویین: بله بله همون! حالا من با غرور ملی از دست رفته ی وب چه کنم؟ آه TT
* لگد دیگری حواله ی هالین می کند.
لیلی ساما: پناه می بریم از سندروم های رانده شده به همان شماره ی رانده شده!
نگین ساما: تکبیررررر
همه: -___-
نگین ساما: چیه خو؟ ایمان آوردم... اصلا هم به این خاطر نیست که قراره توی تکبیراسیون به درجه ی تکبیرگوی جانشین برسم، آره!
امیل نوچی می کند و می گوید:
خیر سرمون اومده بودیم کلاس تشریح تایتان تا برای مصاحبه با هانجی آماده باشیم :|
فلش بک:
[* فاطمه ساما دوان دوان از راه می رسد:
پناه بگیرید! پناه بگیرید! هانجی سان با یه تایتان دوازده متری مشرف شده ته استدیو و داره برای مصاحبه اماده میشه.
zh ساما: یا خود تایتان های اپیلاسیون شده که محض رضای خدا یه تار مو هم رو هیکلشون نیست؛ دوازده متریو آورده چیکار دیگه؟!
ناشناس با ژست فیلسوسکانه: حتما فهمیده به جای فرش ایرانیه اصیله دوازده متری می خوایم یه ۱۰ متری بهش بندازیم، تایتان آورده که اندازش بگیره TT
* گل باقالی با تابلوی #حمایت_از_کالای_ایرانی رد می شود و صدای قار قار در استدیو می پیچد...
کویین کماکان از پشت صحنه: کاااات! پایان پیام های بازرگانی؛ ادامه بدید لطفا ^^
همه: -___-
* ام اس سریعا به بالای منبر می رود و کنترل را به دست می گیرد:
نه نه! میخواد ببینه به عنوان فن های AOT تشریح تایتان بلدیم یا نه؟!
F ساما با ذوق: من میدونم! من میدونم! تایتان ها اندام تناسلی ندارن...
بوووووق! * م ساما دهان وی را گرفته و پیش از فیلتر شدن وب او را از صحنه دور می کند.
آنه ساما: صادقانه بخوام بگم به دیار اروین شتافتیم. هممون قراره به دست این دوازده متری بمیریم TT
نازی ساما: نهههه من دوازده متری ندوست؛ بگید یه چهار متریش منو بخوره مرسی اه ^^
* دوباره هیاهو به پا شده و همه مشغول وصیت کردن می شوند.
* ساقی از میان شلوغی با تکبیر هایش توجه همه را جلب کرده و پیشنهاد می دهد که کلاس تشریح تایتان برگزار کنند:
تنها کافیست که دوازده متری عزیزمان به تکبیراسیون ایمان آورده و بدین صورت نجات یابیم! جهت این امر شماره ای که می نویسم را یاداشت کنید...
پایان فلش بک]
* در همین حین پس از حرف امیل، رزا همه را با لیوای تهدید کرده و سر جاهایشان نشانده بود:
_ خب بچه ها ما دو نوع تایتان داریم: تایتان موجی و تایتان اسلوموشنی D:
آقا پسر: از اونجایی که این یکی دوازده متریه باید رو دور اسلوموشن باشه! پس باید تا وقت داریم فرار کنیم...
* سرانجام کویین به روی صحنه مهاجرت کرده و در حالی که تاجش را دو دستی گرفته است، می گوید:
این بود علاقتون به اتک؟ که تا یه دوازده متری دیدید در برید؟ از خودتون خجالت بکشید! ما تا تهش می مونیم ⊙_⊙
رانیسا ساما با فین فین: تحت تاثیر قرار گرفتم TT گل باقالی اون تابلوی #تا_ابد_با_اتک رو بیارررر TT
لیانا ساما: ایول کویین غرور ملی وب رو بازسازی کردی، تو مایه ی افتخار مایی D:
ناشناس غر غر می کند: منم اگه یه تاج داشتم می تونس...
* ام اس دهان او را گرفته و تند تند حرفای رزا را یاداشت می کند.
رزا: ام اس من که هنوز چیزی نگفتم، چی رو می نویسی؟ دیلا اون چیه داری میخوری سر کلاس؟ لیلی صد بار گفتم با پات نزن رو زمین! بچه هاااا، لازم نیست نقاشی تایتان ها رو روی میزتون بکشید. بچهههه هاااااااااا...
م ساما: کات عاقا کات :| رزا لازمه انقد تو نقشت فرو بری؟ -.-
رزا: بله پس چی فکر کردی؟ دریشصصریسششصشزربشش
م ساما: صضزززطزریسششزددتخعفسحسس
سوین از افق: این چسفیل من کو؟ بالاخره یه دعوای درست حسابی در راه است؛ یوهاهاهاها D:
اما همینکه دعوا داشت به اوج خودش می رسید، ساکورا ساما جیغ زد:
یا چسفیل ایساوین ساما! هانجی با تایتانش اومد TT
ام اس: موجیه عاقا موووجیههه؛ بدبخت شدیم TT
همه خشکشان می زند و به تایتان دوازده متری زل می زنند.
در همین میان ناشناس که روی لحن فیلسوسکانه کراش زده است، می گوید:
میگم این زیادی شبیه هالین نیست؟ :| حتی آب دهنشم آویزونه؛ این یکی دیگه واقعا سندروم دهان بی قراره :/
* هالین را جلو می فرستند به این امید که زبانی برای اختلاط(ت؟) با دوازده متری بیابد.
در همان لحظه بزاقشان در هم می آمیزد و مهرشان به دل یکدیگر می افتد. تایتان جوان رام گشته و در آغوش همزادش_هالین_ آرام می گیرد. ^^
هانجی هم در حالی که در هوا جفتک می پراند، فریاد می زند:
ممنونم ممنونم! من سال ها بود که به دنبال علت بارش بزاق دوازده متری عزیزمون بودم t-t پس اسمش سندروم دهان بی قراره! من بهتون افتخار می کنم؛ شما بهترین فن هایی هستید که اتک به خودش دیده D:
* میکا ساما در حالی که از کلاه های فضایی اش به هانجی تعارف می کند، می گوید:
باورم نمیشه همزاد هالین هم پیدا شد t-t دیگه فقط من نیستم که با توف دوش می گیرم؛ با وجود این همزاد، کل استدیو میتونن یه دور شنای درست حسابی بکنند.
ساقی: افتتاح استخر وب را پاس می داریم. الله اکبررررررررر
و همه تکبیرگویان از شدت دراماتیک بودنه صحنه ی به هم رسیدنه دوقلو های افسانه ای، جان به دستگاه خودکشی دسته جمعی_ اروین ساما_ تسلیم می کنند.
چند ساعت بعد
* همه رفته اند و ام اس و گل باقالی مشغول خوردن پس مانده های تخمه امیل هستند.
ام اس: خوشم میاد ما به اسم مصاحبه دور هم جمع میشیم، اما هر کاری می کنیم جز مصاحبه :/
گل باقالی: مگ مگگ مگگگ مگ مگوووو
ام اس: آره، آره واقعا؛ این نشون میده استدیوی ما خیلی خاصه، قبول دارم D:
* و دوباره با یادآوری دوقلو های افسانه ای، تخمه خوران اشک ذوق می ریزد. t-t
پایان
***
خب خب این قسمت هم به پایان رسیدش
طبق معمول طومار_طور و درهم برهم بود اما کماکان امیدوارم ذره ای حالتون رو خوب کرده باشه^^
اگر کسی جا موند و یا احیانا دلخوری پیش اومد من صمیمانه معذرت میخوام :)
شما هم یادتون نره نظرتون رو بگید، باشه؟
بیش از این حرف نزنم
شب همتون دلچسب ♡
.png)
پ.ن1: دیدین ایشون رو؟ لوگوی زیبام رو میگم
هنر دست رزا بانوی عزیزه D: البته مال تولدمه، ولی من الان رونمایی کردم 
بازم تشکر رزاااایی 
پ.ن2: دیگه واقعا بدرود رفقا ^^ ♡