
زنگ در*
فاطمه:زنگ در رو میزنن یکی بره باز کنهههههه
لیلی:من میرم من میرم
دو به طرف در*
لیلی:عه ام اس ساما برگشتید؟خوش اومدید خوش اومدید اینجا جای شما خالی بود!
کل وب:
نامزد شماره ی یک انتخابات ریاست وبی:قار قار
Zh:میگم قبلش کسی به لیلی نگفته بود داریم واسه جشن تولد ام اس آماده میشیم؟(ترسویی که جرئت مسابقه دادن نداشت😏)
کویین:همش تقصیر ناشناسه با جارو بزنی تو کله ش
ناشناس:من دیگه چرا۰.۰
سیب زمینی:اشکالی نداره ام اس هنوز نفهمیده حالا باید دو گروه شیم گروه اول ام اس رو یه جوری متقاعد میکنن جشن یکی دیگه س گروه دومم جلوی دهن لیلی رو میگیرن تا همه چیو لو نداده
بشمار:سه.دو.یک.حرکت
هجوم همه به طرف ام اس*
جاموندن ناشناس*
توقف همه*
هالین:جعفری چرا وایسادی؟
جعفری نه ببخشید ناشناس:میگم بنظرتون اینکه همه میرن پیش ام اس یکم مشکوک نیست؟
امیلیا:اره این خیلی ضایعه حداکثر دو نفر بره ام اس رو متقاعد کنه و یک نفرم بره لیلی رو بیاره
هالین:امییییییییلییییییییییا خوش برگشتیییییییییییی قول بده دیکه نری
ناشناس:رهبر محبوب ستاد از سفر آید/کویین چو بیرون رود امیلیا در آید
کویین:ولم کنید فقط خونشو میریزم کار دیگه ای باهاش ندارم
بعد از پنج دقیقه و آروم شدن فضا*
ناشناس:من استاد متقاعد کردنم😎من ام اس رو متقاعد میکنم
سیب زمینی:پس رفتن من هم پیش ام اس واجب شد
همه:
همه:
همه-ناشناس:
ناشناس:خیلی تمیز تخریبم کردی
کویین:منم لیلی رو میارم بقیه هم کارارو بکنید
*****
سیب زمینی:اره ام اس ساما الان این یه جشن برای کسیه که فلسفه و اینا کار میکنه و میاد به ماهم یه چیزایی یاد میده
ام اس:جدا؟
سیب زمینی:اره
ام اس:خب اگه راست میگید الان یکاری کنید من باور کنم
سیب زمینی:خب الان ناشناس میتونه یه کاری کنه که همه ی افراد توی وب به یه چیز فکر کنن
ناشناس خیلی آروم جوری که ام اس نشنوه*:اینو از کجا آوردی؟
سیب زمینی:مگه نگفتی میتونی متقاعدش کنی؟خب شروع کن
ناشناس:آهان اره اوکی بسپارش به من
ناشناس با فریاد*:آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم
مغز همه ی حاضران در وب و بعضی افراد خارج وب که صدا رو شنیده باشن*:دوریش برایم مشکله کاشکی اونو میبستم
پشمای ریخته شده ی گلباقالی:
ناشناس با فریاد*:ای خدا چیکار کنم
مغز همه:آهو مو پیدا کنم
ناشناس:من یه پرنده مممممم
مغز همه:آرزو دارمممممم
ناشناس:یا علی گفت...
م:یکی ناشناسو بگیره
هجوم نصف وب به طرف ناشناس*
توقف یکی کردن مغز شنوندگان توسط ناشناس*
ایستادن همان نصف وب*
ام اس:من کاملا متقاعد شدم فقط اون کسی که قراره بیاد کی میاد؟
رانیسا:اومممممممددددددددههههه
ام اس:یعنی طبقه ی بالایی جاییه؟
F:اره اره فقط بیا کمک کن
لیانا:چرا نصف ناخونای ساقی ساما خورده شده؟
ساقی:نمیییییدوووونم کدوم گوریم،از دیروز دارم به خودم زنگ میزنم،معلوم نیست با کی رفتم بیرون بهم خوش میگذره گوشیمو یادم رفته،دیروز ولنتاینم بود یا خدا...
سیب زمینی:خب همه چیز آماده س کیک و کادو و مهمونا
کویین:خب حالا همه یه جا جمع شید ام اس تو هم برو کنار کلید لامپا
زنگ در*
خاموش شدن لامپا*
پیچیدن صدای شرمنده وب رو اشتباه اومدم*
پیچیدن صدای دو تا فحش که معلوم نیست کدوم بی ادبی دادشون*(مدیونید فکر کنید ناشناس بود)
روشن شدن چراغ ها*
کوبیده شدن کیک در صورت ام اس*
توووووووووولدددددددددددت مببببببببببببببارکککککککککک
من از این مسخره بازیا که میگن خدا بالای یه فرشته رو کند و اینا خوشم نمیاد
اگرم فرشته باشی از آسمون یک راست با کله افتادی رو زمین
اره دیگه...اره...جابه جا شده
ولی خب رفیق با مرامی هستی
یا شاید بهتره بگم کنه ی بامرامی هستی که تا مخ طرف رو نیمه عمری نکنی ول کن نیستی
ولی در هر صورت
اینکه هستی خودش باحاله
آخرین تولد قرنت مبارک باشه