Happy Birthday Halin~
Happy Birthday Halin~

 

*کشیدن ریسمان ۳۰ متری و وارد وب شدن
طبق سفارش ستاد نظافت و سلامت وب رزا و لیوای هچو؛
*با پا بستن در
من.اون فروشنده چغازنبیل  بی سر و ته گفت  دیگه ازش ریسه نخرم چون داره از فروش زیاد ورشکست میشه
دادن زدن:اخه چه ربطی دارههههه خسیس بی نزاکت
*چرخیدن تو سالن اصلی
مینااا؟چی شده نانده هیچی نمیگید
اینه رسم تشکر از منن=-=؟
کویین روی  کاناپه لم داده و داره کتاب میخوره
ناشناس در خال وزنه زدنه
روای.هااان کی فیلم نامه رو دستکاری کردهه؟!
من.نجوا کردن .من نبودم تازه بخوام بنویسم به موش نمیگم خرس
ام اس.فکر کردم این جمله بهتره...
ناشناس.دقیقا چه گندی بوده که این بهترشه؟
راوی.ناشناس مانند کلاغ بی پری از ترس گل باقالی بالای مبل چمباتمه زده در حال غار غار...ببخشید در حال تکست نوشتنه
ناشناس.°.°
من.باشههه پس اینجوری قدر دان منید که رفتم کلی ریسه دزدیدمم؟

کویین روی  کاناپه لم داده و داره کتاب میخوره
ناشناس در حال وزنه زدنه
روای.هااان کی فیلم نامه رو دستکاری کردهه؟!
ام اس.فکر کردم این جمله بهتره...
ناشناس.دقیقا چه گندی بوده که این بهترشه؟
راوی.ناشناس مانند کلاغ بی پری از ترس گل باقالی بالای مبل چمباتمه زده در حال غار غار...ببخشید در حال تکست نوشتنه
ن.°.°
*رفتن سمت کویین و تکونش دادن
کویین روی مبل سقوط کرده و می افتد
 من.*سکته زدن .گومنههه فکر نمیکردم شل باشیی
کویین روی  کاناپه لم داده و داره کتاب میخوره
ناشناس در خال وزنه زدنه
روای.هااان کی فیلم نامه رو دستکاری کردهه؟!
ام اس.فکر کردم این جمله بهتره...
ناشناس.دقیقا چه گندی بوده که این بهترشه؟
راوی.ناشناس مانند کلاغ بی پری از ترس گل باقالی بالای مبل چمباتمه زده در حال غار غار...ببخشید در حال تکست نوشتنه
ناشناس.°.°
*گیج شدن
*نگاه کردن
واو این دکورتون حرف ندارهه

سیستم تکرار راوی روروشن کردید و از خودتون مجسمه متحرک ساختید با صدایی که از بندگو پخش میگردد

سححس
ناشناس.باوه یکی اونو بگیره داره کل تجهیزات ،ضد هالین  بو ببره  مونو  رو میترکونه
لیلی:بسی هم بلندگو قورت دادن
هلن:امپیلی فایره
ساقی:جاست بوق کامیون
من.@___@سوکا
ام اس*چسبیدن به سقف و وصل کردن همشون
Fساما:ام اس عنکبوتی
آقاپسر:اسپایدر اس
ناشناس.لجن خوار اکاوریوم
ن.چیه خب شبیه بود
ساقی ساما:هالالالای لالای لالالای لا
یه  امشببب شب عشقههه همین امشبو داریممم
تا بشینیم دور هممم ته کیکو دراریمممم
ام اس.ترکوندن لامپ و پرت شدن رو آنه و ریختن میوه ها
من.چی شددد
ام اس..گوم...گومن فکر کردم هالین ساما اومدن
فاطیما*هول شدن و ریختن ژله رو سر نگین ساما:اره  شبیه همن....
من.اشکالی..نداره
نگین ساما*در اوردن چاقو.ارههه ندارههه
*نازنین ساما دمپایی وی را کنده و به این سمت پرت میکند
*اورا با وعده نصف بیشتر کیک میفرینبد و قاعله ختم به خیر میشود
رزا.بی بو بی بو ستاد نظافت و سلامت وب اومدد
*رزا ساما و لیوای از دوچرخه لوکس خود پایین پریده
راوییگباز کی فیلم نامه رو ترکوندهه؟!
ن.اونجوری دیدم رومانتیکش زیاد میشه
*نازنین ساما فیلم نامه را ازمن گرفته مانند مرغی مهربان روی آن مینشیند
به این دست بزنید نوکتون گردن خودتونع!
*برای ارمین بافتنی میبافد
کویین:بعد به من میگه بهش نگم مادر بزرگ÷-÷
*از قابلمه پرتابی جا خالی میدهد
رزا:این لباسیه که برای هالین اماده کردم
رووم ساما:درود بانوی جوان در این لباس بسیار فرهیخته تر نمایان میشوند. افسوس که این پیراهن را من اماده کرده ام نه تو!
رزا:عهه تو فقط سمت چپشو دوختی
لیوای:اره ولی سمت راستش با نایلون زباله
با نگاه رزا او نیز وحشت میکند
سمت راستش خوشگل تر شد
م ساما*پریدن داخل :هااللیین ساما تشریف اوردننن
ام اس:دیلا و رینا یادتون نره یه عالمههه سرگرمش کنید!
وzhتو هم برو برای محکم کاری
ان سه:دریافت شد
*هالین را فریفته به اتاقش میبرند
امیر ساما.کیکمون عالی شده
فاطیما ساما:چجوری فهمیدید؟
امیر ساما:اخه ایشون کلشونو خوردن گفتن حرف نداشته
من:سااااشا
اشکالی نداره..‌‌..اینجا همیشه برای روح ها جا هست
کویین:میکا...
من.نترس  نمیفهمن!
فاطمه ساما:تخم مرغغ
من‌.کوووو
نازنین ساما:خب دیدم حوصله سر رفته گفتم یه حرکتی بزنم
کویین:چی؟
ناشناس.°_____°
من.سحححححس 
انه:تخم گذاشتن جدا؟
*رینا و دیلا وzhپایین می ایند
کویین.چی شد؟
ساماZh:اروم نمیگرفت بستیمش به صندلی راحت به کارامون برسیم!
ساقی:ههه هههه اون دست پرورده منه هااا الان چسبیو میخوره میاد
*تلق
من.مینا....باکمون....
*هیولایی چاق را در بالای پله ها نشان میدهد
رانیسا چان:سووووگووووی این باکمون خوشگل ترهههه
جننن وبببب خوشگلمم بیا بغلم ببینمم
*جن میدود روی پله ها
*لبخمد سه متری لی میزد همراه بادگلوی غرور
نه تافی جونی
هر چقدر هم شبیه هم باشیم من سازمان دهی حوادثم والا تره😎

صندلیو خوردم جاتون هم خالییی
من.
ناشناس.
کویین.
ام‌ اس.
هالین:اره ارههع؟فکر کردید میزارم سوپرایزم کنید؟
.
.
.
.
.


پایان رسمی فن فیک  بس طولااانی تولدت را اعلام میدارم هالین گزایماااااسس
امروز... روز خاصیه!
واقعا خاصه چون  یکی از خاص ترینا توش زاده گشته
کنار تمام مهربونی و هیجان حرفایی که میزنی چیزی که تو وجودت میدرخشه هونتونی باحاله!
باز من رسیدم به تبریک گفتن و هرچی تو ذهنم بود پرید@_@
گزایمااسسسکککک
اریگاتو که الان اینجاایی!
اریگاتو که میدونمم شرایط رو مخی برات وجود دارن دمو جا نزدی و کنارمونی!
تولدت مبارک باشه!
هالییین گزایماس^____^
وایسا وایسا فکر کردی هاها تمومه و کادو رو هم میندازم ور دلت برو حالشو ببر؟
نچ نچ تازه داستان شروع شد
*نشوندن همه
این دفعه جریان متفاوته!

همه شما  دعوت شده اید به یک مسابقه مهیج!
حالا ذوق ننمایید زیاددهم مهیج نیست جریان از این قراره که برای شما یک معما طرح میشه
هالین گزایماس برای رسیدن به هدیه خود باید معمارو حل و به رمز ورود به این چتروم که هدیه رو در برداره دست بیابی!

ادرس

https://minnit.chat/Halinghosaimasak


با یه چیز اسون شروع میکنیم:
یکی از  داستان های  خوانده شده عمرت که هنوز در حال ادامه دادنش هستی ...به علایقت ربط داره و باید تشریف ببری به لیستی که در آن نام آن به بزرگی نوشته شده

سپس به رسوم بیگانه روید با بک گراند قرمز و چشمانی خمار انجاست!

آنچه در ادامه حرف ها نمایان میگردد

کلمه اول حرف اول بعد از دومین سه نقطه!

حال اون حرف زیبا که قسمتی از  نام شخصی از  باحالای اتک است را به انگیلیسی تبدیل کرده....

حرف را در دل خود حفظ نموده خودت را پرت کن به ارشیوی که تاریخ در آن رغم میخورد

خزانی پر آب را کشف کن

در انتهای آن تقریبا@_@

به تولدی میرسی دمو نه تولد خودت!

به تولد کله زدی که به جای بوی قرمخ سبزی بوی هوش و ذکاوت میدهد مانند خودت

در ادامه آن تمام حقایق اشکار میشوند

برای شروع یه حرف رو هدیه میدمA

ببینم چه خواهید کرد$_$

.

.

.

.

.

Kاول

[ چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 18:37 ] [ KK taitan ] [ ]
آخرین مطالب

آمارگیر وبلاگ