Attack On Titan | Fun
Fun

خوش آمدی

.

.

.

برتولد در حال سعی کردن برای زدن مخ آنی(میگم این الان تابع قوانین جمهوری اسلامی ایرانه یا سانسورش کنم؟)*:آنی میدونی چیه تو با همه فرق میکنه؟
آنی:چی؟
برتولد:اینکه خدا میتونست با خاکی که واسه دماغ تو به کار برده یه آدم دیگه درست کنه!
آنی:
برتولد:یعنی منظورم اینه دو نفری!
آنی:
برتولد:غلط کردم

کنی:میگم من تو رو توی مارلی ندیدم؟

جان:نه؛من اصلا مارلی نرفتم

کنی:آره منم اصلا مارلی نرفتم؛احتمالا دو نفر دیگه بودن

جان:آره احتمالا

پشمای ریخته شده ی لیوای:


ساشا توی مغازه ساندویچی*

صاحب ساندویچی:اگر بتونید بیست و پنج ساندویچ رو کامل بخورید همه شو مهمون من هستید!

ساشا:میشه نیم ساعت دیگه برگردم؟

ص س:بله بفرمایید

*ساشا نیم ساعت دیگر برمیگرده و بیست پنج ساندویچ رو میخوره و شرط رو میبره*

ص س:مهمون منید فقط بگید اون نیم ساعت کجا رفتید؟

ساشا:ریسک نکردم؛اول رفتم ساندویچی بغلی بیست و پنج تا ساندویچ خوردم ببینم میتونم یا نه بعد اومدم اینجا شرط بستم

ص س:


راننده ی تاکسی:تنهایی؟

جان با اه و افسوس*:خیلی وقته...

راننده تاکسی:بشین سه نفر دیگه بیاد حرکت کنیم

ارن:بابا تجربه ی داشتن بهترین پسر دنیا چطوره؟

گریشا:نمیدونم تجربه نکردم برو از پدربزرگت بپرس

ارن اسبش مریض میشه میبرتش پیش دکتر دامپزشک*
ارن:آقای دکتر دفترچه قبول میکنید؟
دکتر:مگه اسبت دفترچه داره؟
ارن:نه ولی دفترچه ی جان هست
همه:
جان:
جان:شانس آوردی میکاسا اینجاست

گریشا:من برات پدر بدی بودم زیک؟

پیک:من پیکم آقای یاگر

گریشا:اههههه چقدر شما دوتا به هم شبیهید هی اشتباه میگیرمتون

زیک:یا دلیلش اینه اصلا زیک رو نمی شناسی؟

گریشا:نه میشناسم فقط نمیدونم کدوم گوریه

اروین:کنی تو تایتان های شیفترو می شناسی؟

کنی:معلومه که اره

اروین:خب اسماشونو بگو

کنی:اینجوری که نه؛اگر ببینمشون میشناسمشون

اروین:

 

تموم شد

تا پست بعدی

ارنه

[ یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۹ ] [ 17:38 ] [ PersonAnonymous ] [ ]
آخرین مطالب

آمارگیر وبلاگ