
KK titan
یکشنبه 27 مهر 99 18:56
کویین گرامی
اینجا قراره جایی باشه که همه ازش لذت ببرن...
به شخصه حاضر نیستم بزارم وب رو یه روال بچرخه هرچقدر هم کسی بیاد و خفن باشه و پست بزاره
سبک تو فرق داره و من به شخصه بهش عادت کردم
اگه قرار باشه کل وب بشه عکس و فان و عکس نوشته....
من از این وب خوشم نمیاد و حس میکنم بی معنیه
چیزی که قشنگ ترش کرده تا الان ایده های جدید بوده
و اوا هم ایده ی توعه
وب بی فن فیک به درد لای جرز دیوار میخوره و بی روحه!
یادمه اون اوایل من برای همون جنای وب پست میزاشتم من و کی دوم فقط میزاشتیم و زیاد انگیزه ی دیگران اهمیتی نداشت
یه سال کامل با ماهی یه نظر خشک و خالی که اونا هم بیشتر برای تبلیغ وب بقیه بود ادامه دادیم...
و الان اینجاییم البته کی دوم مفقود الاثره...اینجام....
خودت میبینی که افراد جدیدی هم دارن به جمع رمانت اضافه میشن*اشاره به کاراگاهی خود
پس نگران این نباش که کی خوشش میاد و کی نمیاد
بنویس حتی اگه خونده نشه...
بنویس حتی اگه یه نفر هفته ای یه بار وبو چک میکنه تا چند دقیقه از دنیای مزخرف این روزا رها شه و بره دنبال کویینایی که میخواد راه خودشو به آرزوهاش باز کنه
اوا داستان اصلی نمیشه چون یکم با واقعیت تناقض داره ولی اگه کسی اینجا هست که بلد نیست بره تو خورد کلمات و حسشون کنه و فقط گیر نده به علم...جاش اینجا نیست
اگه شعارت اینه که کمک به وب وظیفته پس بزار بقیه حس خوبی از خوندنش داشته باشن...حتی شده برای یه ثانیه
و بزار اگه ذهنت انقدر باحاله که همچین اثری خلق کنه خاموش نشه
البته اخطار میدم تمام اینا وقتی معنی داره که وب جلوی زندگی واقعیتو نگیره
فکر کنم همه ی ما سخت ترین کارو انجام میدیم و من خودم دارم تو دوتا زندگی یهویی ادامه میدم
هرتصمیمی که بگیری پشتتیم
اصلا نانده نطر دادم؟
*کوبیدن خود به دیوار
م
یکشنبه 27 مهر 99 18:54
از طرفی یه سبک جدیدم هست نوع نوشتنش خیلی جالبه به نظرم
هر چقدر وب شلوغ بشه بازم جای داستانت خالی میمونه
لطفا ولش نکن
اوف چقد حرفیدم من دیگه برم
آرمینه
(یاح یاح یااااح دیالوگ دزدی)
م
یکشنبه 27 مهر 99 18:47
عه بزارش دیگه زیرش نزن
تازه داستان داره به اوجش میرسه مطمئنم وقتی کاراکترای اصلیم اضافه بشن کلی استقبال میشه
به هر حال تصمیم با خودته هر جور خودت صلاح میدونی
یکشنبه 27 مهر 99 18:38
لطفا قبل اینکه کویینو بکشم منو بگیرین
ما عاشقتیم ای..........
سانسورید
Halin
چهارشنبه 30 مهر 99 13:00
بگردید دنبال کلمه کلیدییی
کلید ارن مثلا؟ :/
هار هار هار نمکدون :/
نه جدی با چه منطقی به این نتیجه برسی ادامه ندی؟
راه توکیو تا پارادیس طولانیه مگه؟ خخخ
جون هالی ادامه بده اگه مهنه برات
اصلا هم قصد ندارم مجبورت کنماااا خخخخ
ولیی جون تاجت ادامه بده خخخ
* به لوس بازی خودش توف روانه می کند
ارسال پاسخ
Halin
چهارشنبه 30 مهر 99 12:56
خب من قطعا نمیتونم به خوشگلی و پر احساسی بقیه دوستان کامنت بدم
ارسال پاسخ
Aylin
چهارشنبه 30 مهر 99 11:43
کویینم؟؟؟
این حرفا چیه اخه
نویسنده های جدید روی چشم ما جا دارن
ولی کویین روی سر ما..
شما و میکاجون پرنسس های وبین و قرار نیست کار خودتون رو بخاطر افراد جدید کنار بزارین
مطمئنم نویسنده هایی که میکاجون انتخاب میکنه محشرن و ما دوسشون داریم ولی یقین دارم که نمیتونن مدل تو فن فیک بنویسن یا مثل میکا ساما ماشین زمان و دیالوگ بزارن .
من راستش تا به حال جایی رمان نخونده بودم که پارتی بزاره و اینکه به این راحتی با نویسنده اش ارتباط بگیرم و تعریف هامو بجای ذهنم به خود نویسنده بگم
اما الان پیش اومده و من هم عاشق نویسندشم هم عاشق داستان
پس فکر اینکه تعطیلش کنی رو از سرت بیرون کن
درسته من و بچه ها کم میام و می ریم اما بدون همیشه کارتو دنبال میکنیم و با حرص کوییینا حرصی میشیم و با خندش میخندیم .. چ
پس خواهش میکنم نگران ما و وب نباش و کاری را بکن که عاشقشی و عاشقشیم
باشه کویین ؟
ارسال پاسخ
یه فرد ناشناس
چهارشنبه 30 مهر 99 11:52
کویین آیلین تاجتو برداشته گزاشته رو سرش
وگرنه میگفت کویین رو چشم ما جا داره
بنظرم همینجا توی وب بگیرش تا میخوره بزنش
Halin
چهارشنبه 30 مهر 99 12:58
ولی پای تاجت وسطه
اگر ادامه ندی
تاجتو میدیم اردک میکا بخوره
نتیجه اخلاقی: شما از چهار ناحیه بیخود میکنی ادامه ندی مای هارت
میکاسا
چهارشنبه 30 مهر 99 00:10
سلام کویین چان
این چه حرفیه که میزنی
با قلب ما بازی نکن
لطفا همینطور پر قدرت ادامه بده و ما رو با اوا های جذابت خوشحال کن
شرمنده که این اواخر نظر نمیدادم این درس و مشق لعنتی که واسه آدم حواس نمیزاره
ولی لطفا همینطور ادامه بده
جانه
Leounora
سه شنبه 29 مهر 99 23:07
www.Leou@Nora.com
سلام لطفا ادامه بدید حیفه این همه نوشتید نصفه رهاش کنید
Amir
سه شنبه 29 مهر 99 20:55
اگه وقت میکنی که ما ا خدا مونه پارت بدی
Emil
سه شنبه 29 مهر 99 20:27
کویین جون ادامه بده
من خیلی منتظرشم
خودت میدونی چقدر تو و فیکت رو دوس دارم.
تو این وضعیت درسای زیاد و سخت ،رمان تو میتونه ی سرگرمی خوب و مفید برام باشه
واقعا متاسفم که نتونستم مثل همیشه حمایت کنم
ولی فک کنم بتونی درک کنی:(
با قدرت ادامه بده:(
یه فرد ناشناس
سه شنبه 29 مهر 99 00:38
چه نازی هم واسه مون میکنه
برو باوه
یه فرد ناشناس
سه شنبه 29 مهر 99 00:37
کلمه ی کلیدی
لیانا
دوشنبه 28 مهر 99 20:32
کویینی پر انرژی ادامه بده
نظرات گویای همه چی نیست:/
مطمئن باش بخاطر تلاش و ذهن خلاقت مورد احترام همههستی
MS
دوشنبه 28 مهر 99 15:39
سلام
کویین ساما باورم نمیشه که احتمال داره اوا رو ادامه ندید
من هر روز تمام استرس ها رو ، تمام نگرانی ها رو ، تمام مشغله ها رو تحمل میکردم و فقط و فقط رمان و اوا های شما بود که بهم انگیزه میداد تا سختی ها رو تحمل کنم
اشک هایی که با رمان شما ریختم و خنده ها و لبخند هایی که رمان شما به لب هام آورد تا همیشه همراه من خواهند بود
وقتی که رمان تموم شد و دیگه اون شور و شوق و انتظار برای پارت بعد نبود تحمل سختی ها برام سخت تر شد
ولی وقتی که اوا ها اومد ، وقتی که کویینا رو توی ماجرا های پر پیچ و خمش و معما های سخت و دشوارش دنبال کردیم ، دوباره همون امید و شور اشتیاق خاصی که برای رمان اصلی داشتم رو حس کردم
دوباره یه انگیزه برای تحمل مشکلاتم پیدا کردم
من به خاطر این امید و انگیزه ایی که رمان و اوا های تو بهم داده بود خودمو موظف میدونستم
موظف میدونستم که نظر بدم و حمایتت کنم
تمام تلاشمو کردم تا توی کلمات و نظر هام نشون بدم که ممنونم
ممنونم به خاطر این انگیزه و امیدی که با رمان و اوا هات بهمون دادی
اگر نظرم اون قدری نبود که باید می بود متاسفم
درک میکنم که شاید این تعداد نظر دهنده برات کافی نباشه
و یا شایدم مشغله هات بهت اجازه ی ادامه ی اوا رو نده
اگر اوا رو ادامه بدی با تمام وجودم حمایتت میکنم و سعی میکنم بیشتر از همیشه نظر بدم و حمایتت کنم
و اگر هم که اوا رو ادامه ندی باز هم هر هر پستی که بزاری رو دنبال خواهم کرد
و در هر صورت چه اوا رو ادامه بدی و چه نه ما همیشه حمایتت میکنیم
با قدرت ادامه بده
ممنون و خسته نباشی
دوشنبه 28 مهر 99 14:18
دیگه اوا را ادامه نده ولش کن
ane
دوشنبه 28 مهر 99 14:12
خیلی کوتاه میگم نع....
ما اوا رو دوص داریم
پس ب اینکه نصفه نیمه ولش کنی حتی فکرم نکن...
فاطمه
یکشنبه 27 مهر 99 22:34
ببخشید تیکه تیکه فرستادم میهن بلاگ نظرمو کامل نمیفرستاد
فاطمه
یکشنبه 27 مهر 99 22:33
و شما کویین سان..میخوام واقعیتو بگم..واقعا با هر حرف شما انرژی میگرفتم
با رمانهای شما از ته دل میخندیدم و گاهی هم اشک میریختم
پستاتون پرمعنی بود و من تاحالا همچین وبی با چنین نویسنده های خفن و واقعا مهربونی به عمر خودم ندیده بودم
همینا منو کشید به سمت این جمع اتکی
همینا بهم ارامش داد و باعث شد که یلحظه از مشغله های دنیای بیرونم رها بشم و خودم رو با این جمع تصور کنم
من عاشق این وبلاگ و نویسنده هاش شدم
من از وابسته شدن بدم میومد چون فکر میکردم همه جوره ادمو نابود میکنه
ولی من به این وب بشدت وابسته شدم،جوری که حتی نمیتونم ازش دل بکنم و این وابسته شدن اصلا باعث اذیت شدن من نشد و اصلا باعث نشد که حتی برای یلحظه هم فکر کنم که خیلی تنهام
به هیچ وجه اینارو نگفتم که بخوام برای ادامه دادن رمان اصرار کنم و اذیتتون کنم
اگه داستانو ادامه بدین قول میدم که با عشق دنبالش کنم و نظرمو بگم ولی البته که این نظرهای من تشکر خییییلییییی خیلییی ناچیزیه برای زحماتتون
اگرهم داستان ادامه پیدا نکنه من بازم دلیلی برای دلسرد شدن ازین وب و نویسنده های دوست داشتنیش ندارم:)
دوستای جدید هم که اومدن با تمام وجودم دنبال کننده اونها هم خواهم بود:)
ما پشتتونیم تا همیشه:)
فاطمه
یکشنبه 27 مهر 99 22:32
اولاش یکم تو نظر دادن مشکل داشتم چون واقعا یه تازه کار بودم
ولی میکا ساما کمکم کرد که نظر بدم
سوین سان با داستانا و لحن جالبشون داخل پستاشون منو به خودشون جذب کرد و با بعضی حرفاشون من بیشتر تونستم خودمو پیدا کنم
پینکی چان با همه ی وجودش برای این وب تلاش کرد ولی من وقتی دیدم ایشون بعد چندوقت نبودن سریع شروع کردم به محکوم کردنشون با اینکه درباره مشغله هاشون هیچی نمیدونستم
چیاکی چان که حدود پنج شش ماه پیش فقط پستاشونو خوندم و رد شدم و بعدش ازینکه دیر به وب برگشتن ناراحت و دلخور شدم
و و و خیلی های دیگه که به من نور امید رو نشون دادن ولی من قدرشونو ندونستم و همونطور که خودمو میشناختم بهشون بی احترامی کردم و ناراحتشون کردم
فاطمه
یکشنبه 27 مهر 99 22:31
رمان که شروع شد نظر ندادم چون میترسیدم وارد این خانواده ی اتکی بشم
از اولش فکر میکردم اگه من به این جمع بپیوندم قطعا نمیتونم جلوی بی پرواییه خودمو بگیرمو باعث ناراحتیه کسی بشم
و همین چندیقه پیش که اسم پست شمارو دیدم تمام اینا از ذهنم گذشتن
من سعی کردم به ترس خودم غلبه کنم...با تمام وجودم
بلاخره شروع کردم بنظر دادن
ا
فاطمه
یکشنبه 27 مهر 99 22:30
وقتی اومدم توی وب و دیدم که برای ادامه ی اوا پست نظرپرسی گذاشته شده دلم هری ریخت
یدقه هزارتا فکر عین یه تیر از سرم گذشت
نکنه کویین سان از نوشتن رمان خسته شدن؟
نکنه من حرفی زدم که دلسردشون کردم
نکنه من دنبال کننده ی خوبی نبودم؟
سوال اخر برای من از همه منطقی تر و درست تر بود
با خودم گفتم من اصلا دنبال کننده ی خوبی نبودم و خیلی راحت زحماتشونو نادیده گرفتم
یه فرد ناشناس
یکشنبه 27 مهر 99 22:21
من فعلا میرم ولی بیام اوا نباشه کلکل راه میندازم
از ما گفتن بود
یه فرد ناشناس
یکشنبه 27 مهر 99 22:18
بعد درسته یه دو ماه نظر نمیدادم ولی دلیل نمیشه دیالوگ منو بدزدین سودجو ها
ارنه و آرمینه و ... دیالوگ منه
یه فرد ناشناس
یکشنبه 27 مهر 99 22:16
انگری کویین خدایی انتظار هرچیزیو داشتم غیر اینکه بگی نمینویسم
باو کارت به دیگران چیه بیا بنویس بزار برو
یه فرد ناشناس
یکشنبه 27 مهر 99 22:15
سلام
خداحافظ
KK titan
یکشنبه 27 مهر 99 20:35
بشکن
قر
چرخ
KK titan
یکشنبه 27 مهر 99 20:35
یادم رفت بگم که
کویین اینجا وبی نیست که بخواد عضو جمع کنه و دنبال این باشه که هرکس میاد از همه پستا سر دربیاره!
نه سرش بهمون مدال میدن نه واقعا چیز خاصی با زیاد شدن بازدید عایدمون میشه
اینکه به نظرت وب شلوغ میشه و میخوای بری زیر خاکی ادامه مطلب و اینجور حرفا....
من باهاش مخالفم
دوست ندارم قشنگی الانشو فدای داشتن بازدید کننده بیشتر کنیم!
Amir
یکشنبه 27 مهر 99 19:17
حالا به افتخار مدیر وب
*دست و سوت و جیغ و هورا
یکشنبه 27 مهر 99 19:12
گومن که مثل روح فقط می خونم
دومین نظرمه کلا :)
ولی واقعا دلم می خواد با تمام توان ادامه بدی
همین دیگه آریگاتو بخاطر تمام زحماتت
KK titan
یکشنبه 27 مهر 99 18:57
ام ساما اگه تو زیاد حرف زدی من چیکار کردم؟
م
یکشنبه 27 مهر 99 19:01
برا منی که کلا دو خط نظر میدم همیشه زیاده